نگاه عقلانی به محرم و عاشورا

برپایی مراسم و سوگواری برای امام حسین(ع) در نزد شیعیان، از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ به طوری که برای شیعیان، اعتقاد به شریعت اسلام بدون پذیرش و سوگواری برای امام حسین(ع) چندان معنادار نیست. به همین دلیل، عزاداری برای امام حسین(ع) «برپا کردن مجالس سوگواری، پوشیدن جامه سیاه، بر سر و سینه زدن، اشک ریختن، نذر و احسان و...) صیغه نیایش و عبادت به خود گرفته و تا سطح عبادت خدا ارتقا یافته است.

در متون اسلامى و روایات منسوب به امامان شیعه، به طور فراوان به سوگواری و گریه کردن برای امام حسین(ع) سفارش شده و براى آن ثواب‏ها و فضیلتهای زیادى وعده داده شده است. با توسل به ادبیات روانشناسی، سوگواری و گریه را برای بهداشت روانی و شادابی فرد و جامعه زیانبخش ارزیابی کردهاند. در این شرایط، به نظر میرسد عموم مردم، به ویژه نسل جدید، دو پیام متعارض دریافت میکنند و قاعدتاً با "ناهماهنگی شناختی" مواجه میشوند؛ ناهماهنگی بین پرداختن به عزاداری و حفظ بهداشت روانی.

بر اساس یافتههای روانشناسان اجتماعی، از جمله لئون فستینگر، این ناهماهنگی شناختی به عنوان یک عامل انگیزشی عمل کرده و افراد برای حل تعارض به وجود آمده و کاهش ناهماهنگی شناختی، برانگیخته میشوند تا یکی از شناختها را به نفع دیگری تعدیل کنند. لذا این سؤال مطرح میشود که آیا گریه و سوگواری براى امام حسین(ع)، نشانهای از رفتار افسردهوار و حالتى بیمارگونه است؟ آیا برای حفظ نشاط و شادی بهتر نیست از شرکت در مجالس عزاداری امام حسین پرهیز شود؟ 

به نظر میرسد، این تعارض در اثر ادراک پدیدارشناختی و درک ناقص موقعیت به وجود میآید. بدین معنی که در اثر عدم توجه به بافت و زمینهای که رویداد خاصی در آن واقع میشود و نقش آن در معنا دادن به آن رویداد، ابهامها و سوءتفاهمهایی به وجود  میآید و درپی آن تعارضهایی پیدا میشود. تعارض یاد شده هم از همین منظر قابل فهم است. از روی تجربه مستقیم دریافتهایم که هر گریه‏اى نشانه غم و اندوه نیست. اشکها استعارهای برای بیان احساسات انسان هستند. زبان اشکها همچون کلام دارای دستور زبان است. میل به گریستن در میان افراد بشر بسیار متفاوت است. گریه هم انواع و اقسامی دارد که بر اساس نوع آن و معنایی که  گریهکننده در باطن خود دارد، قابل ارزیابی است. در یک بررسی اجمالی و با اندکی مسامحه، انواع گریه را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد:

1) گریه ناشی از شکست و درماندگی

2) اشک ناشی از خشم و ناکامی

3) گریه ناشی از تسلیم خفتبار

4) گریه در واکنش به سوگ

5) گریه بر اثر غم و اندوه

6) گریه بر اثر افسوس و احساس پشیمانى

7) اشک ناشی از شوق و شعف

8) گریه بر اثر احساس همدلی

9) گریه در حالت نیایش و طلب مغفرت.

برای روشن کردن این مطلب، مفاهیم مرتبط با سوگواری را در ادبیات روانشناسی مرور میکنیم.

 

واکنش سوگ

در واکنش سوگ و داغدیدگی گاه غم نابهنجار و یا ملالت بیمارگونه مشاهده میشود؛ البته، تعریف و حدود معناى ماتمزدگی و حالات غمگینی همراه آن، در ادبیات روان شناسی به طور صریح بیان نشده است و گاهی ماتم، سوگ، ملالت، داغدیدگى و عزادارى، به جاى یکدیگر به کار می روند و به طور معمول فاقد حوزه کاربردى متمایز هستند. با وجود این بین این مفاهیم تمایز ظریفی وجود دارد. مطالعه تعاریف این مفاهیم، تمایز آنها را آشکار میسازد.

"غم" و "ماتم"، نشانهای بالینى است که در واکنش به داغدیدگی یا یک رویداد رنجآور آشکار می شود و در آن تغییرات شناختى، فیزیولوژیکی و رفتارى مشاهده میشود که ممکن است این تغییرات حاد یا مزمن باشد. این علامت، در واکنش سوگ و اختلال افسردگی هم قابل مشاهده است.

"داغدیدگى" به دنبال فقدان یا از دست دادن (مرگ عزیزان یا تعلقات دوستداشتنی) چیزهایی که نسبت به آن دلبستگى‏ شدید عاطفى وجود دارد پدید میآید.

"عزا" در لغت، به معنای صبر و شکیبایی در برابر هر چیزی که انسان از دست میدهد و نیز به معنای خوب صبر کردن، صبر کردن در مصیبت و سوگ و مصیبت است. عزادارى، اغلب، به جلوه اجتماعى رفتار و اعمال پس از داغدیدگى اشاره میکند.
عزاداری مراسمی است که برای آرامش بخشیدن به فرد یا افراد داغ دیده برگزار می
شود. برای این منظور، روشهای متعددی کاربرد دارد؛ مانند همدردی کردنِ زبانی با فرد داغدیده، گریه کردن همراه با فرد داغدیده و غیره، اما افسردگى، نوعی اختلال روانی است که بر شناخت، هیجان و رفتار به شدت  اثر مى‏گذارد و کارکرد طبیعی و سازگارانه فرد مبتلا را مختل ساخته و با نگرش منفی نسبت به خود، جهان پیرامون و آینده همراه است. بدبینی و  یأس و ناامیدی در شخصیت فرد افسرده موج میزند و رفتارها و کنشهای او در جهت تخریب سلامتی خود به طور فزایندهای افزایش مییابد.

از دیدگاه روانشناختى، نشان دادن برخی از علایم افسردگی الزاماً اختلال و بیمارى تلقى نمى‏ شود. غمگینى، اندوه و گریه، هنگامى مرضی محسوب مى‏شود که از لحاظ شدت و طول دوره، با در نظر گرفتن اهمیت عامل به وجود آورنده (رویداد رنجآور)، جنبه افراطى پیدا کند؛ به خصوص وقتى که بدون علتی روشن آشکار شود. ماتم و غمگینى نابهنجار، اختلالی است که شدت آن به اندازه‏اى باشد که فرد را تحت فشار قرار داده و به سوی رفتارهاى غیرسازگارانه سوق دهد و برای مدت طولانی فرد را گرفتار سازد؛ بدون آنکه با گذشت زمان و بدون مداخلههای نظامدار، بهبودی حاصل شود.

حال می‏ توان قضاوت کرد که آیا غمگین بودن شیعیان در عزاى سرور شهیدان، با علایم جسمى و روانی که به آنها اشاره شد، همراه است یا نه؟ تجربه شخصى شما چیست؟ آیا عزادارى براى امام حسین(ع) با از دست دادن تعادل روانی و افت سطح سلامت، گوشه‏گیرى، احساس بىارزشى و بیکفایتی، فکر خودکشى و احساس گناه همراه است؟ شما با چه احساسى به عزادارى امام حسین(ع) و یارانش مى‏پردازید؟

از روی تجربه شخصی و ادراک بیواسطه، درمییابیم که سوگواری و گریه برای امام حسین(ع) نشانه غم و اندوه مرضی نیست. شیعیان بر اساس شناختى که از حسین بن على(ع) و اهداف عالى آن حضرت و حرکت منتهى به شهادت ایشان دارند، عزادارى میکنند. آنان با این عزادارى به تمام زندگى خود معنا و هدف مى‏بخشند و حیات خود را حسینى مى‏سازند.